گفت پشت سرم آب نريزيد، برنمي‌گردم

رهبری

اخبار

 آخرین اخبار 
  • تاکید بر فرهنگ سازی،با تولید برنامه های پرمخاطب نماینده ولی فقیه درالبرز: تولید برنامه هایی که با برنامه ریزی و فکر انجام شود باعث جذب مخاطب خواهد شد.
  • استفاده از ظرفیت رسانه برای آگاهی بخشی به مردم کارگروه فرهنگی مبارزه با قاچاق کالا وارز با حضور مدیرکل صداوسیما مرکز البرز برگزار شد.
  • چرا نباید یک عنکبوت را کشت؟ اگر چه عنکبوت ها ممکن است ترسناک باشند و شما آن ها را دوست نداشته باشید، ولی کشتن آن ها بیش از آن که برای خانه شما مفید باشد، مضر است.
  • پروژه ناراضی سازی مردم در چله انقلاب ملت ایران تجربه چهل سال زندگی در لوای نظام مقدس جمهوری اسلامی را پشت سر می گذارد و مسئولین نظام به ویژه مقام معظم رهبری تاکید بر هر چه باشکوه تر برگزار شدن جشن چهل سالگی انقلاب اسلامی دارند. اما ظاهرا در مقام عمل ، شاد و خرسند شدن مردم در چهل سالگی نظام برای عده ای خوشایند نیست و این سخن به دلایل ذیل است:
  • نقش دوچرخه در حمل و نقل امروزه با توجه به روند فزاینده کاربرد اتومبیل های شخصی و مسائل و معضلات اقتصادی ،اجتماعی،زیست محیطی و ... که در پی داشته است،گسترش حمل و نقل عمومی و شیوه های غیر موتوری به عنوان راه حل های اساسی شناسایی شده اند.گرچه گسترش سیستم های حمل و نقل عمومی از قبیل اتوبوس و تاکسی و مترو و ... یک اقدام ارزشمند و مناسب برای کاهش بحران ترافیک در شهرهای بزرگ است، اما در کنار آن می توان با گسترش شیوه های دیگر حمل و نقل مانند دوچرخه به عنوان یک وسیله نقلیه غیر موتوری به عنوان راه حل های مکمل برای کاستن از معضلات ترافیکی استفاده کرد.
  • نشست صمیمی استاندار البرز با اهالی هنر استاندار البرز گفت : اهالی فرهنگ و هنر البرز مانع خاصی سر راه فعالیت خود ندارند.
  • پیام های مردمی توجه خوانندگان عزیز می توانند جهت طرح مشکلات شهری و استانی درابعاد مختلف، با شماره تلفن02632210009دفتر تحریریه سرپرستی روزنامه جام جم البرز همه روزه به غیر از ایام تعطیل از ساعت 10صبح تا 15تماس بگیرند تا به نام خودشان در ستون مربوطه درج شود.
  • بهار اقتصادی با پوشاک زمستانی مجموعه تولیدی جامه بافت در استان البرز باتوجه به کیفیت تولید محصولاتش، همواره سفارش تولید از کشورهای اروپایی مانند ایتالیا دارد.
  • دیابتی ها چه میوه هایی بخورند؟ متخصصان تغذیه و سلامت افراد دیابتی را به خوردن انواع خاصی از میوه‌ها تشویق می‌کنند که نه تنها برای بدن مفید هستند بلکه به کنترل انسولین در خون نیز کمک می‌کند.
  • آغاز سرشماری حیات وحش طالقان طرح سرشماری زمستانه حیات وحش مناطق شکار ممنوع طالقان آغاز شد. خبرنگار جام جم- البرز: در این طرح محیط بانان به مدت 3 روز در 20مسیر در منطقه طالقان از گونه های مختلف حیات وحش سرشماری خواهند کرد.

گفت پشت سرم آب نريزيد، برنمي‌گردم

گفت پشت سرم آب نريزيد، برنمي‌گردم
1396/10/19
12:43 1395
گفت‌وگو با مينا رضايي همسر شهيد مفقودالاثر محمدرضا سيفي از شهداي فاطميون

گفت پشت سرم آب نريزيد، برنمي‌گردم

خانواده سيفي دو شهيد مدافع حرم را تقديم كرده‌اند. محمدرضا برادر بزرگ‌تر فرمانده شهيد صفر سيفي بود كه زودتر از برادر كوچك‌ترش به شهادت رسيد و پيكرش نيز مفقود شد.

 فاطمه بيضائي
خانواده سيفي دو شهيد مدافع حرم را تقديم كرده‌اند. محمدرضا برادر بزرگ‌تر فرمانده شهيد صفر سيفي بود كه زودتر از برادر كوچك‌ترش به شهادت رسيد و پيكرش نيز مفقود شد. سيد الياس همرزم اين دو برادر مي‌گويد شهيد صفر سيفي به دنبال يافتن نشاني از برادرش بود تا دل خانواده را شاد كند، اما قبل از تحقق اين آرزو خودش هم به شهادت رسيد. گفت‌وگوي ما با مينا رضايي همسر شهيد مدافع حرم محمدرضا سيفي را پيش رو داريد.

كدام يك از دو برادر زودتر رزمنده جبهه مقاومت اسلامي شدند؟
صفر زودتر از محمدرضا به جبهه رفته بود اما همسرم كه ديرتر رفته بود، زودتر به شهادت رسيد. محمدرضا شاخصه‌هاي اخلاقي زيادي داشت. بسيار مهربان و خوش‌اخلاق بود. از نظر من همه چيز تمام بود. اگر بخواهم به اخلاق همسرم امتيازي بدهم نمره 20 به ايشان مي‌دهم. قبل از هر چيز دوست و رفيق من بود و در تمام مسائل و م شكلات همراهي‌ام مي‌كرد. يكي از دلايل ازدواج‌مان اخلاق خوبش بود. پدر و مادرم به خاطر خوبي‌هايي كه محمدرضا و خانواده‌شان داشتند با اين وصلت موافقت كردند. موقع ازدواج سن و سال زيادي هم نداشتيم، من 14 سال داشتم و محمدرضا 16 ساله بود. 19 سال در كنار هم زندگي كرديم. ماحصل اين زندگي مشترك سه فرزند است. عليرضا 19ساله، فاطمه 16ساله و زهرا 12 ساله. محمدرضا كارگر بود و بعدها توانست در كار بنايي استاد شود به طوري كه پيمانكار ساخت‌وساز شد. خدا را شكر درآمد خوبي هم داشت و زندگي‌مان به خوبي مي‌گذشت.
ايشان كه صاحب زن و زندگي و درآمد خوبي بودند، پس چرا داوطلبانه به جبهه رفتند؟
همسرم يك روز آمد خانه و برگه رضايتنامه‌اي آورد و از من خواست آن را امضا كنم. وقتي پرسيدم ماجرا چيست؟ گفت ميناخانم مي‌خواهم بروم سوريه. گفتم بچه‌ها چه مي‌شوند؟ من چه مي‌شوم؟ گفت بچه‌ها و شما خدا را داريد. من خواب ديده‌ام بايد بروم و از حرم و بارگاه خانم زينب(س) دفاع كنم. گفتم بي‌تو بزرگ كردن بچه‌ها سخت مي‌شود. باز گفت بايد بروم. خواب ديده‌ام. اجازه بده كه بروم. اصرار كرد و من هم رضايت دادم. مرتبه اول كه رفت و برگشت، دو نفر از هموطن‌هاي‌مان را با خودش به كربلا برد. نمي‌دانم در اين سفر به او چه گذشت و چه معامله‌اي با امام حسين(ع) كرد كه باز عزم رفتن به سوريه را كرد.
چند بار اعزام شد؟
دو بار اعزام شد. مرتبه دوم و آخري كه مي‌خواست راهي شود موقع بدرقه پشت سرش آب ريختم. گفت چرا آب ريختي؟ گفتم چطور؟ گفت: آب را پشت سر كسي مي‌ريزند كه بخواهد برگردد. من برنمي‌گردم. آمد در حياط خانه نشست و كمي بعد دوباره از در بيرون رفت. خواستم باز آب پشت سرش بريزم گفت نه ميناجان نريز من برنمي‌گردم. من در خط اول شهيد مي‌شوم. گفتم اين حرف‌ها چيست؟ گفت: هر شب خواب شهادتم را مي‌بينم.
پس زمان بدرقه فهميديد كه شايد ديگر برنگردد؟
با حرف‌هايي كه زد حدس مي‌زدم ديگر برگشتي در كارش نباشد. محمدرضا رفت. يك هفته بعد زنگ زد و گفت حلالم كن. بعد سفارش بچه‌ها را كرد و گفت بچه‌ها را خوب تربيت كن. خيلي حواست به بچه‌ها باشد. در راه نيك هدايت‌شان كن. گفت خانم، همين حالا مي‌خواهم بند پوتين‌هايم را ببندم و با لبيك يا زينب(س)‌ بروم. بچه‌ها را ببوس. من به هجوم (حمله) مي‌روم. اگر بعد از هجوم با تو تماس گرفتم و زنگ زدم سالم هستم اما اگر زنگ نزدم، بدان كه شهيد شده‌ام.
پيش‌بيني شهادت‌شان به حقيقت پيوست؟
بله، ديگر با من تماس نگرفت. محمدرضا در 16 دي ماه سال 1394 در خان‌طومان به آرزويش رسيد و شهيد مفقودالاثر شد. همان‌طور كه خودش دوست داشت پيكرش بازنگشت. بعد از شهادت محمدرضا برادرش صفر به من دلداري مي‌داد و مي‌گفت: گريه نكن، محمدرضا خوب جايي رفته است. بهترين راه را انتخاب كرده و شهادت قسمت هر كسي نمي‌شود. صفر به بچه‌هايم مي‌گفت گريه نكنيد، كاش عاقبت من هم همين شود. از من مي‌خواست براي شهادتش دعا كنم و طولي نكشيد كه او هم به برادر شهيدش پيوست.

 
کلمات کلیدی
مارا در تلگرام دنبال کنید
اشتراک گذاری

خبرهای مشابه

نظرات کاربران

ارسال نظر