نگاهی اجمالی به زندگي و آثار و احوال استاد اکبر بهداروند

رهبری

اخبار

 آخرین اخبار 
  • خرمالو ضد کم خونی افراد مبتلا به کم‌خونی "خرمالو" بخورند. خبرنگار جام جم البرز: میوه خرمالو سرشار از ویتامین های آ، ب و ث است همچنین حاوی مواد معدنی مانند کلسیم، گوگرد، آهن، فسفر، منیزیم و پتاسیم است.
  • بسیج، خانه من است خبرنگار جام جم البرز: شهيد «سيد مصطفي حسيني» در بيست وششم بهمن ماه 1343 دريك خانواده مذهبي در چهارصد دستگاه كرج متولد شد. با پیروزی انقلاب و با تشکیل سپاه و پس از آن بسيج در سال 58، به سوي اين بازوان انقلاب رفت و اولين دوره آموزشي خود را طي نمود.
  • بررسی مشکلات داروسازان البرزی رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی درحاشیه بازدید از شرکت داروسازی سها : مواد اولیه صنعت داروسازی با ارز 4200 تومانی وارد نمی شود.
  • آبشاری با هفت چشمه دل انگیز و دیدنی آبشار هفت چشمه، در کیلومتر۱۷ جاده کرج - چالوس و در نزدیکی روستای ارنگه واقع شده است.
  • آیا بیمار من پس از سکته مغزی می تواند راه برود؟ وقتی به مجهزترین کلینیک طب فیزیکی و توانبخشی البرز به نام مجتمع نشاط مراجعه کردیم از تنوع و گستردگی امکانات مفصل این مجتمع حیرت زده شدیم.
  • مسئولان ترافیکی کرج اقدام کنند مسئولان ترافیکی کرج اقدام کنند ترافیک ظهرگاهی و عصرگاهی خیابان های اصلی کرج واقعا عرصه را بر شهروندان تنگ کرده است. لطفا مسئولان ترافیکی کرج با انجام بررسی های میدانی راه حل های بهتری برای خروج از این وضعیت دشوار جستجو نمایند.
  • پیست دیزین درانتظار بازگشایی پیست بین المللی اسکی دیزین درالبرز ،پس از بارش برف مناسب بازگشایی می شود.
  • این پایان راه نیست روایت همت وخودباوری بانوی کارآفرین البرزی را دراین گزارش به تماشا بنشینید.
  • کشف 20 میلیارد ریال کالای احتکاری فرمانده انتظامی البرز گفت : 20 میلیارد ریال انواع ملزومات و نهاده های کشاورزی احتکارشده در استان کشف شد.
  • تا زمانی که کفر هست باید جنگید شهید قنواتی متولد 1339 و از رزمندگان دفاع مقدس بود . از خصوصیات بارز ایشان، صبر بود. واین را همیشه سرلوحه کار خود قرارداده بود. و همین طور به خانواده اش سفارش می کرد.

سیری درشعرمعاصر از آغاز تا امروز

نگاهی اجمالی به زندگي و آثار و احوال استاد اکبر بهداروند

مرتضی دهقان آزاد

نگاهی اجمالی به زندگي و آثار و احوال استاد اکبر بهداروند
1397/7/4
12:43 1395

اکبر بهداروند در گفتگو با روزنامه جام جم البرز:

استاداکبر بهداروند،معلم ادیب ،منتقدتوانا،شاعرشهیر،پژوهشگر نامداروبیدل شناس دانشمندکرجی، از پدر و مادري بختياري و از ايل هفت لنگ در بهار 1329 در شهرستان انديمشک، که در زمان تولد ايشان قصبه اي کوچک بود، متولد شد. پدرش کار فني راه آهن بود و مادرش خانه دار. تحصيلات ابتدايي را در دبستان هاي سعدي، شاه پدر و داريوش انديمشک سپري کرد و تحصيلات دبيرستاني را در دبيرستان هاي شاپور و مولوي انديمشک و پهلوي سابق دزفول به اتمام رساند و بعد به سربازي رفت و در آن دوره سپاهي دانش شد. در محروم ترين منطقه ايران يعني بخش بشاگرد از توابع ميناب، جنوب استان هرمزگان، مشغول به خدمت آب و بابا شد که نه آن منطقه آب داشت و نه نان و باباها هم براي امرار معاش زندگي براي شيخ نشين هاي عربي کار مي کردند. بعد از اتمام خدمت سربازي در دانش سراي تربيت دبير آبادان در رشته ادبيات قبول شد و بعد از اين دوره براي تدريس عازم شهرش انديمشک شد و به مدت 13 سال در مدارس انديمشک به تدريس پرداخت. سال65 دچار بيماري شد و بعد از خاتمه دفاع مقدس از انديمشک به شهرستان کرج اعزام شد که دوباره روز از نو و روزي ازنو،درس شروع شد و ادامه تحصيل در رشته ادبيات فارسي. بهداروند در سال65 همکاري ادبي خود را با حوزه هنري در تهران شروع کرد و هم چنين در روزنامه اطلاعات و کيهان و کيهان فرهنگي مشغول به کار شد. سال ها در حوزه کارشناسي شعر با مطبوعات و ناشران کار کرد. داراي يک پسر،مهندس عمران و دو دختر که دختر است و پسرش هم داماد شده و دختر کوچکش در رشته کارشناسي ارشد ترجمه زبان انگليسي تحصيل کرده. همسر ايشان از هم شاگردي هاي دوران تحصيل ايشان هستند که به اتفاق بازنشسته شده اند. وی هم اکنون نیز ازمفاخرادبی بزرگ ساکن کرج است و به کارپژوهش وتدریس مشغول است.

🔴از آثار چاپ شده ايشان می توان به کتاب هاي زیراشاره کرد:

1.مزامير کال،2.تلواسه در عطش،3.ترانه آب،4.گزيده اشعار

و از آثار تحقيق و تصحيح ايشان می توان کتب زیررانام برد:

1.کليات محتشم کاشاني، 2.کليات اقبال لاهوري، 3.ديوان حافظ، 4.گلستان سعدي، 5.نگار دانش، 6.از تبار شبنم،7.آواز سبز ايل، 8. آيينه مهر،9.چکامه زخم، 10.کليات سه جلدي بيدل دهلوي، 11.نثرهاي بيدل، 12.رباعيات بيدل، 13.غزليات سه جلدي بيدل دهلوي، 14.غزليات يک جلدي بيدل دهلوي، 15.مثنوي هاي بيدل دهلوي، 16.نثرهاي بيدل دهلوي، 17.تبسم يک قافله آه، 18. مقالات اقبال شناسي، 19.غزليات ظهوري ترشيزي، 20.رباعيات ظهوري ترشيزي، 21.کليات ملک قمي، 22.کليات واعظ قزويني، 23.شهربانو و خاکسترهاي سرد، 24.مقالات بيدل شناسي، 25.کليات ظهير فاريابي، 26.دوبيتي از مشروطه تا امروز، 27.کليات طبيب اصفهاني،28.فرهنگ رشيدي...

استاداکبربهداروند، چنان چه عمري خداوند به ايشان عطا کنددرنظردارد آثارنایاب سبک هندی ونیز آثاری از دوره صفويه را در زمينه شعروادب، تصنیف وتالیف نماید. اواز ورزشکاران قديمي خوزستان است ودر سال هاي جواني اش آواز تمرين مي کرد و داراي نيم دانگ صدایي ارثي است.

تمام خانواده پدري اواهل دانش و فرهنگ بوده وازفعالان عرصه فضل وفرهنگ هستند.

 

🔸آغوش انتظار🔸

 

چون روح بيشه در نظرم سبز مي شوي

مثل سپيده در سحرم سبز مي شوي

پيراهن بهار به تن کرده اي مگر

کاين گونه سبز در نظرم سبز مي شوي

ياد تو زاد راه-مگو صبر آمده-

چون لحظه در سفرم سبز مي شوي

افتد به پرده دلم آتش ز ياد تو

با رقص شعله در شررم سبز مي شوي

جون رود شعر، راه به درياي دل

در جان پاک هر اثرم سبز مي شوي

باغي مگر؟ که در تو مرا آشيانه اي ست

داغي مگر؟ که در جگرم سبز مي شوي

آغوش انتظار پُر از نو شکوفه هاست

وقتي خيال گون به بَرَم سبز مي شوي

 

سیری درشعرمعاصر

از آغاز تا امروز

تکوین غزل معاصر از ابتهاج تا حسین منزوی

اکبر بهداروند

غزل معاصر تاریخ عریضی دارد که باید بدان توجه کرد.

هوشنگ ابتهاج بنا به سابقه اش ابتدا در حوزه ی تجربه شعر نیمایی طبع آزمایشی می کرد.

او بعد از نیما ورود نسبتا جدی به حوزه ی شعر نو داشت ولی توفیق بایسته و شایسته ای در آن پیدا نکرد.

شاید علت اصلی این امر آن بود که در حُور شاعران بزرگی همچون:مهدی اخوان ثالث، احمد شاملو،فروغ فرخزاد ،نادر نادرپور،حمید رویایی،حمید مصدق ، فریدون مشیری ،منوچهر آتشی ، سیاوش کسرایی و بزرگانی از این قبیل و قبیله کار او چندان جدی به نظر نمی آمد. خودروهای سنگین درجاده ی شعر گرد و غبار به پا می کردند و لذا اتومبیل کوچک که قدرت سبقت نداشت جا می ماند و از دیده ها گم می شد.

از دیگر سوی روح ابتهاج قدمایی بود و سنتگرایی سبب می شد تا در کنار شهریار کلاسی گرا به فضاهای سنتی پایبندی و گرایش افزونتری داشته باشد علایق و سلایق خویشتن را با فضای کلاسیک مرتبط تر یابد.

به همین دلیل ابتهاج به بیشتر از پیش به شعر قدمایی روی آورد و زورق بخت خود را در بیکرانگی اقیانوس شعر کسانی تمچون مولانا و سعدی وحافظ رها کرد.

در این میان البته سیاست نیز نقش خود را در حوزه ی ادبیات ایران بازی می کرد.

درآن زمان احزاب روسی و انگلیسی و آمریکایی نقش عمده ای در تعیین خ وط روشنبکری داشتند. بسیاری از شاعران و ادیبان و اندیشمندان دل درگروی تعلق به حزب توده وابسته به کشور شوروی داشتند.

ابتهاج هم ازاین قاعده مستثنی نبود.حزب از او و همسلکانش حمایت می کرد و در شهرت یافتنشان نقش عمده داشت.حزب دامن تر بود و ابتهاج تردامن.

دربرهوت غزل سیاسی و اجتماعی هنرمند جوان شمالی روی به غزل آورد و با هنر شیوایش مضامین اجتماعی را چاشنی کار خویش قرار داد. درچندین اثر او کارهای بدیع وشگفتی پدید آورد و به سابقه ی زمانی سروده هایش آوازه ای یافت.

البته صدای ابتهاج بیشتر از گلوی حزب توده روسی برمی آمد.بعدها به دلایل مختلف البته ازن طنین تا اندازه ی زیادی فروکش کرد.

ابتهاج که در ترانه و موسیقی نیز دستی داشت با پدید آوردن برخی آثار در این حوزه ها کم کم توانست صاحب نام شود.

او که به لحاظ خانوادگی دارای ثروت و اموال فراوان بود و خاندانش از خانواده های ثروتمند رشت وتهران محسوب بودند و نماینده شرکتهای تجاری توانست در آرامش به کار خود سامان و سازمان ببخشد.

ابتهاج آرام آرام به غزل همروزگارش شکلی نو و نمادین و سیاسی داد، و با تبلیغات حزب توده دارای اسم ورسمی و چه و چها شد.

سیاست درهای باز شاهنشاهی نسبت به چپ هایی که با رژیم مایل به همکاری بودند با کسانی مثل ابتهاج کمک کرد تا در راس کارهای دولتی قرار بگیرند و لذا ابتهاج به رادیو و بخش موسیقی آن راه یافت. این امر پس از وقوع انقلاب اسلامی در ایران اندکی رنگ باخت.

ابتهاج که اکثر مضامین و تصایر و اندیشه هایش اورا درگروه شاعران سلف قرار می داد با داشتن زبانی کهن گرا و فاقد تکاپو و تحرک شعری مدرن بعد از انقلاب به یمن خوانده شدن اشعارش توسط صدای ملکوتی شجریان خنیاگر اندیشمند موسیقی ایران،شهرتی افزونتر از پیش یافت.

همکاری این دو باعث پدید آمدن کارهای مطلوب ونابی در جامعه ی هنری شد. سهم شجریان دراین بین چشمگیرتر بود.

 

تامل در ماهیت غزل مدرن و معاصر نشان می دهد که سهم بسیاری از شاعران به دلایلی شاید عمدتا خیلی و باندی به عمد یا غیرعمد نادیده گرفته شده است که نمونه وار می توان مثلا به منوچهر نیستانی اشاره داشت.

 

منوچهر نیستانی مکتب نیما و تجربه شعری او را خوب ادراک کرده بود و منطق شعری نیما و پیروان راستین او در شعر امروز را خوب می شناخت. ازهمین روی بودکه غزلش ورد زبانهاشد ، ولی قدرتمندی حزب توده اجازه ورود امثال او به عرصه ی غزل و شهرت شاعرانگی اش را نمی داد. لذا ماه بخت و شهرت او و امثال وی در چاه محاق افتاد و هرگز خارج نشد.

 

تکلیف شاعرانی همچون حسین الهامی، مشفق کاشانی و نوذرپرنگ و مانندگان ایشان معلوم بود. کمرنگ جلوه کردند و دیده نشدند.

 

در این بین جوانی کرمانشاهی به نام اسدالله عاطفی قدعلم کرد وجلوه هایی از سبک هندی را با مضامین خوب به باغ تجلی برد.

گهگاهی همشهری اش جواد محبت هم کارهای نسبتاموفق داشت.

 

هومن ذکایی را نباید فراموش کرد که جوان و کار بلد بود وخوش غزل می گفت که شوربختانه بعد از انقلاب به فراموشی سپرده شد و هیچ رفت.

در این راستا حسین منزوی تقدیر دیگری داشت.

شعر او توسط مجله جوانان که علیرضاطبایی دبیر ادبی اش بود مطرح شد.

 

منزوی سخت کوش ومضامین یاب مدتی بعد دفتراولش "حنجره زخمی تغزل" رابه چاپ سپرد که درآن وانفسا کاری شایسته وبایسته وخوش بود و درخشید. شعری که رگه های درخشانی از شعرست را در خود نهفته دارد و سخن گفتن از آن را به نوبتی دیگر وا می گذاریم.

خبرهای مشابه

نظرات کاربران

ارسال نظر