یک چهارشنبه سوری دیگر

رهبری

اخبار

 آخرین اخبار 

مراقب باشید

یک چهارشنبه سوری دیگر

یک چهارشنبه سوری دیگر
1397/12/12
12:43 1395

رسول فلاح پور

نازنین در حال دویدن بود. تا به خودش بیاید ترقه ای در نزدیکی اش افتاد و ترکید. نازنین وحشت کرد. جیغ بلندی کشید و بر زمین افتاد. نازنین بیمار شد. او روزها می ترسید از خانه بیرون بیاید.

احسان با عجله آماده می شد تا به موقع به مدرسه برسد. آرام و قرار نداشت، در همین موقع به درختی خورد و نقش زمین شد. در همین موقع ترقه های توی کوله پشتی اش منفجر شدند و آتش گرفتند. احسان مدت هاست که هیچ جا را نمی بیند، چون چشم هایش آسیب دیدند.

سارا پدر بزرگش را در همین چهارشنبه سوری ها از دست داد. پدر بزرگ ناراحتی قلبی داشت، همین که جلوی پای پدر بزرگ ترقه انداختند، او دیگر به خانه برنگشت.

فرشید از این طرف و آن طرف راه درست کردن ترقه را آموخته بود. همراه دوستش در زیر زمین خانه شروع به تولید کردند و می فروختند. اما درست شب چهار شنبه سوری به خاطر یک کبریت روشن زیر زمین آتش گرفت و تمام تولیدات آن ها سوخت. حالا دیگر فرشید و دوستش با بچه های محل بازی نمی کنند.

چند نفر دیگر؟...چند نفر دیگر باید چشم ها، دست ها، پاها و جانشان را در چهارشنبه سوری از دست بدهند؟ چند تا بچه کوچک؟ چند تا پدر و مادر؟ چند تا پدر بزرگ و مادر بزرگ؟ چند تا درخت باید آتش بگیرد؟ چند تا گنجشگ بی بال روی خاک بیفتد؟ چند تا...؟

چقدر دیگر باید صبر کرد و درد کشید تا همه باور کنند بازی با ترقه، بازی مرگ است!

 

کلمات کلیدی
مارا در تلگرام دنبال کنید
اشتراک گذاری

خبرهای مشابه

نظرات کاربران

ارسال نظر