عقربه‏ های ساعت

رهبری

اخبار

 آخرین اخبار 

ما دو نفر

عقربه‏ های ساعت

عقربه‏ های ساعت
1398/3/22
12:43 1395

سعیده موسوی زاده


ما دو نفر خیلی شبیه به هم هستیم. مثل یک گلابی که از وسط نصف کرده باشند. البته از آن طرف! چون نصفی از آن که من باشم از آن نصفه‏ی دیگر که مادرم باشد، کوچک‏تر است.
ما دو نفر خیلی همدیگر را دوست داریم؛ اگرچه گاهی از دست هم ناراحت می‏شویم ولی زود آشتی می‏کنیم.
ما دو نفر ماجراهایی داریم که می‏خواهم بعضی از آن‏ها را کم‏کم برایتان تعریف کنم. یکی ا ز این ماجراها دیروز اتفاق افتاد.
الآن درست دو ساعت و بیست و شش دقیقه و سی ثانیه است که ما دو تا با هم قهریم. نمی‏دانم چرا عقربه‏های ساعت این قدر تنبل شده‏اند؟ بدجنس‏ها! انگار فقط وقت‏هایی که خوش می‏گذرد، تند و تند می‏چرخند.
توی همین دو ساعت و بیست و شش دقیقه و سی ثانیه که الآن شد بیست و هشت دقیقه و یک ثانیه؛ یک عالمه حرف نگفته برای مامان دارم. باید بگویم که رضایت‏نامه‏ی مدرسه را امضا کند که فردا مرا هم به سینما ببرند. باید بگویم که از آن کیک‏های خوش‏مزه‏اش هوس کرده‏ام.
تازه وقتی که مامان داشت نماز می‏خواند؛ خاله زنگ زد و گفت که با او کار دارد. وای پاک‏کنم هم گم شده، تمرین‏های ریاضی و دیکته‏ام را چه کار کنم؟
حالا شد دو ساعت و سی و پنج دقیقه. هر طوری شده باید آشتی کنیم. زیر چشمی به مامان نگاه می‏کنم، چه اخمی کرده! فکر نکنم اهل آشتی کردن باشد.
چه خوب! تلفن دوباره زنگ می‏زند. بابا می‏خواهد با مامان حرف بزند، من هم از فرصت استفاده می‏کنم و همین طور که سرم پایین است مامان را صدا می‏زنم.
بعد هم یک لیوان چای تازه‏دم با دو تا آبنبات هل‏دار و یک لبخند به مامان تقدیم می‏کنم.

 

کلمات کلیدی
مارا در تلگرام دنبال کنید
اشتراک گذاری

خبرهای مشابه

نظرات کاربران

ارسال نظر

عضویت در خبرنامه

اطلاعات شما جایی منتشر نخواهد شد.