چند فیلم تلویزیونی که مقدس شدند!

رهبری

اخبار

 آخرین اخبار 

به مناسبت سالگرد تولد و در آستانه سالگرد درگذشت عباس کیارستمی

چند فیلم تلویزیونی که مقدس شدند!

 چند فیلم تلویزیونی که مقدس شدند!
1398/4/5
12:43 1395


آرش فهیم

برجسته ترین کارگردان جشنواره ای تاریخ سینمای ما بدون شک، عباس کیارستمی است. کارگردانی که به همین واسطه، در محافل سینمایی خارج از کشور، بیش از داخل شناخته شد؛ اینجا، حداقل در زمان حیات، فیلم هایش مخاطب چندانی نداشت. بسیاری از آثار کیارستمی به دلیل عدم رغبت مردم، یا به نمایش درنیامدند و یا خیلی محدود روی پرده رفتند و گاهی نیز با اعتراض تماشاگران و درخواست پس گرفتن پول بلیت مواجه شدند! اما در بین منتقدان و به خصوص گروه هایی مثل حلقه نویسندگان مجله فیلم و برخی از روشنفکران و دانشجویان هنر، کیارستمی جایگاه یک قدیس غیرقابل نقد را یافت. با این حال، سیدمرتضی آوینی نخستین منتقدی بود که به طور جدی و بی محابا، در انتقاد از فیلم ها و سبک فیلمسازی کیارستمی نوشت.

یکی از موضوعاتی که شهید آوینی به آن پرداخته، همین ماجرای قدیس سازی از افراد خاص است. طی روزهای پس از درگذشت عباس کیارستمی، در رسانه ها پر شد از سخنان بزرگان سینمای جهان از کیارستمی. یکی از این جملات، منصوب به جان لوک گدار است که گفته: «سینما با گریفیث شروع شد و با کیارستمی تمام شد» سخن دیگری هم از کوروساوا نقل می کنند که «من از سینما ناامید شده بودم. کیارستمی دوباره مرا امیدوار کرد.» اما چرا سیدمرتضی آوینی نظری برخلاف فیلمسازانی چون گدار و کوروساوا داشت؟

اما یکی دیگر از چالش های شهید آوینی با منتقدان سینمایی همدوره اش در اختلاف نگاه او به سینما بود. آوینی اعتقاد داشت که بخشی از تجلیل های اغراق آمیز از فیلم های کیارستمی، ناشی از ضعف در شناخت از ماهیت سینماست و بسیاری دچار این تصور اشتباه هستند که سینما همان تلویزیون است. همچنان که خود آوینی، سبک و سیاق فیلمسازی عباس کیارستمی را غیرسینمایی و تلویزیونی می‌دانست. به‌طور مثال، در نقد فیلم «زندگی و دیگر هیچ» نوشته بود:«فيلم‌هاي كيارستمي نوعا تلويزيوني هستند و تلويزيون همان سينما نيست، اگرچه در كشور ما اين اشتباه عموميت دارد.»

البته سیدمرتضی آوینی، تنها به نقد فرم و ساختار فیلم های کیارستمی محدود نشده است، بلکه به بررسی مضمون و جهان بینی آثار این کارگردان جشنواره ای نیز پرداخته است. او در بخشی از نقد خود بر «زندگی و دیگر هیچ» به تحلیل محتوای این فیلم هم پرداخته، با این مقدمه که: «من با نقد مضمون در سينما مخالفم، چرا كه اعتقاد دارم در سينما تكنيك از مضمون اهميت بيشتري دارد، اما در اينجا ناچار شده‌ام به نقادي مضمون فيلم بپردازم، زيرا اين فيلم مدعي نگاهي شكوهمند و زيبا به زندگي است.»

 

خبرهای مشابه

نظرات کاربران

ارسال نظر

عضویت در خبرنامه

اطلاعات شما جایی منتشر نخواهد شد.