مردم «ایستا» در حصاری خودخواسته

رهبری

اخبار

 آخرین اخبار 

طالقان

مردم «ایستا» در حصاری خودخواسته

مردم «ایستا» در حصاری خودخواسته
1398/7/14
12:43 1395

 

در شبکه های اجتماعی به یکی از روستاهای حومه طالقان به نام روستای ایستا برخوردم که کاملا ارتباطش را با دنیای خارج قطع کرده است.


فرامرز ملاحسین تهرانی

در شبکه های اجتماعی به یکی از روستاهای حومه طالقان به نام روستای ایستا برخوردم که کاملا ارتباطش را با دنیای خارج قطع کرده است. با تحقیق بیشتر متوجه شدم، در زمان مشروطه عده ای از مردم، بنابر یک فتوای مجعول که استفاده از مظاهر تجدد را حرام اعلام کرده بود، با ورود به این خطه، به دور خود دیواری کشیده و تا به امروز در ابتدایی ترین شکل ممکن به ادامه زندگی پرداخته اند. مردم این روستا، حتی شناسنامه هم ندارند و ورود به دنیای خارج از روستا را به خاطراین که آلوده به زخارف تمدن است برای خود مضر وممنوع اعلام کرده اند. اقتصاد مردم این روستا برپایه دامداری و پرورش اسب و کشاورزی است. زنان روستا هم حق خروج از آن را ندارند و نیزهیچ کس از خارج حق ورود به این روستا را ندارد. شیوه سوادآموزی کودکان هم براصول آموزش سنتی است و بچه ها در نزد مادرانشان سواد خواندن و نوشتن را می آموزند. طبق باوراسلاف این روستا، تحولات بزرگ اجتماعی مثل انقلاب کبیر فرانسه وانقلاب مشروطه درایران، شروع دوره فسق و فجور و دوری مردم از خدا و شرعیات بوده است و لذا برای دوری از تبعات ضداخلاقی آن این گونه به دور خود دیوار و حصار کشیده اند.
این خلاصه ای از وضعیت یکی از روستاهایی است که در نزدیکی کلانشهر کرج واقع است وصرف نظر از این که هر انسانی آزاد است که نوع زندگی خویش را برپایه حقوق اجتماعی وهم چنین احترام به اصل آزادی انتخاب نماید، ولی تحمیل یک عقیده باطل آن هم فقط به بهانه پیروی از یک باور قدیمی هرگز قابل قبول و پذیرفتنی نیست. حاکم اسلامی موظف است با ورود به فضای عقیدتی باطل حتی اگر در محدوده یک جمعیت کوچک باشد، ابتدا به روشنگری بپردازد و سپس درصورت پافشاری و اصرار بر این عقیده، با آن به مقابله برخیزد. اگر فقط جمعیتی محدود به خود باشند، عقاید آنان با گذشت زمان با خود آنان دفن می شود، اما تولد و ادامه بقا در این جوامع ایجاب می نماید تا از انتقال یک نحله و باور فکری غلط به فرزندان آنان جلوگیری شود. به عنوان مثال کودکانی که در این روستا به دنیا آمده و از داشتن شناسنامه و حق تحصیل به روش اصولی و کلاسیک محرومند، و یا زنانی که حق ورود به جوامع بیرون از روستای خود و برخورداری از حداقل امکانات رفاهی و اجتماعی را ندارند، چه گناهی کرده اند که تا پایان عمر می بایست در اسارت عقاید خرافی پیشینیان خود باشند. جماعتی که با تخطئه قوه عقل صرفا با نگاه خشک تعبدی، خود را ملزم به شرعیات می دانند، چگونه است که از بدیهی ترین اصل تعلیمات اسلامی که عقل را رسول باطنی برای انسان می داند، بی خبرند.
.

 

خبرهای مشابه

نظرات کاربران

ارسال نظر

عضویت در خبرنامه

اطلاعات شما جایی منتشر نخواهد شد.