حقیقت در خون

رهبری

اخبار

 آخرین اخبار 

نگاهی به فیلم «درخونگاه»

حقیقت در خون

حقیقت در خون
1398/8/14
12:43 1395

فضاسازی تصنعی و غیرواقعی و فیلمنامه فقیر  «درخونگاه» ، آن را در نمایش تصویری باور پذیر از ایران سال 70 بازداشته است و می توان این فیلم را صرفا کپی دست دومی از آثار مسعود کیمیایی دانست.

 

آرش فهیم

برخی از حفره های داستان فیلم، خیلی وسیع و آشکار هستند. مثل سکانس حضور رضا (امین حیایی) در آسایشگاه روانی و ملاقاتش با دوست قدیمی و سپس، بردن زن فراری نزد وی، هیچ نسبتی با سایر بخش های فیلم ندارد. همچنین خیانت خانواده رضا به وی نیز بسیار خام و متناقض است. به طور مثال، پدر و مادر، شهادت فرزند مفقود شده خود در جبهه را باور ندارند و همچنان چشم انتظارش هستند، اما خبر درگذشت پسر دیگرشان در خارج از کشور را بدون هیچ سند و مدرک و صرفا با دیدن یک عکس، می پذیرند. وقتی یک فیلمساز روحیه واقعی مردم خود را نمی شناسد و این خصوصیت ابتدایی مردم ایران که حتی با دیدن جسد فرزندشان نیز مرگ وی را باور ندارن، چطور می خواهد به ترسیم تاریخ و واقعیات اجتماعی این سرزمین بپردازد؟ در چنین روایت سست و بی اساسی، خانواده قربانگاه قهرمان فیلم معرفی می شود. جایی که حتی مادر نیز به پسرش رحم نمی کند و عامل برباد رفتن حاصل کار و تلاش وی می شود، بدون اینکه مشخص بشود این همه توحش و رفتار بیرحمانه این افراد نسبت به یکدیگر چه دلیل و زمینه ای دارد؟ حتی وصل کردن این روایت به جنگ تحمیلی نیز دلیل دیگری جز تخریب دفاع مقدس ندارد.
قرار گرفتن یک نفر به عنوان قهرمان در برابر صفی بلند از ضدقهرمانان که ازجمله اغلب آن ها نیز نزدیکان و خویشاوندان شخصیت محوری فیلم هستند، فضایی غیرواقعی است و نمی تواند حس همذات پنداری مخاطب را برانگیزد. عجیب است که یک فیلمساز در این سطح، نمی داند که مخاطب عام سینما در همه جای دنیا، وقتی می تواند با قهرمان فیلم انس بگیرد و همراه شود که او را در مقام حمایت از خانواده و نزدیکانش ببیند. به همین دلیل هم در بسیاری از فیلم های روز سینمای جهان، از چنین موقعیتی برای ایجاد فضای حسی و عاطفی در درام استفاده می کنند. اما در اینجا، خانواده ستیزی شخصیت های محوری فیلم ها تبدیل به یک اپیدمی شده است.


بخش قابل توجهی از داستان فیلم در شب می گذرد، فضاها اغلب تاریک هستند؛ یک عنصر نمادین باسمه ای و پیش پا افتاده برای القای خفقان و تاریکی. مثل تصویرسازی کاریکاتوری و سطحی نیروهای نظامی در فیلم که این بخش های فیلم نیز از نحوه نمایش این نیروها در فیلم های درجه سه ضدایرانی که در خارج از کشور ساخته می شوند هم عقب افتاده تر هستند! کارگردان فیلم حتی به خود زحمت نداده تا درباره آن ها اندکی تحقیق و بررسی کند.
اوج انحطاط فیلم «درخونگاه» این است که شخصیت محوری فیلم، پس از بحران خانوادگی و حتی در شرایطی که مادرش به او نارو زده، به دامن یک زن بدکاره پناه می برد! احتمالا این هم از نمادپردازی های فیلم است و کارگردان دچار این توهم است که کاری کرده کارستان که ایران را در قالب مادر و یک خانواده ترسیم کرده است و احتمالا دستبرد زدن مادر به سرمایه فرزندش نمادی از اختلاس و فساد مالی است!
دیگر در چنین فضایی، نقش آفرینی ماهرانه بازیگران نیز چندان حاصلی ندارد، چون این وسیله در خدمت هدفی غیرقابل توجیه قرار گرفته است.

 

خبرهای مشابه

نظرات کاربران

ارسال نظر