گفته بودم که دوستش داریم این مرد شریف را

رهبری

اخبار

 آخرین اخبار 

بخش پایانی گفتگو با دکتر صلاح الدین دلشاد

گفته بودم که دوستش داریم این مرد شریف را

 گفته بودم که دوستش داریم این مرد شریف را
1398/10/19
12:43 1395

در قسمت اول این گفتگو برایتان گفتم که چرا دکتر دلشاد را دوست دارم. دلیل اش این بود که او در درجه اول عاشق بچه هاست. و بعد بزرگتر ها. زندگی خود را وقف دیگران کرده. رشته تخصصی اش جراحی اطفال است. تخصص اش را در خارج از ایران گرفته، اما به محض شروع جنگ تحیلی به ایران بر می گردد و یک راست می رود اهواز. چون همسرش بیمار می شود به سفارش اطباء به کرج مهاجرت می کنند تا از آب و هوای بهتری استفاده کنند. در کرج بیمارستان مریم را راه اندازی می کند و ........
روزهای نه چندان دور کرج 
دکتر دلشاد می گوید که در گذشته استان البرز از محروم ترین استان های ایران و کرج از محروم ترین شهرهای کشور بوده است. دلیل این کار را هم از زمانی می داند که کرج جزئی از تهران بود.می گوید که رشد جمعیت در کرج و البرز سه برابر رشد متوسط کشوری می باشد. این یعنی یک رشد جمعیتی وحشتناک! این رشد جمعیتی بخشی مربوط به مهاجرت و بخشی هم مربوط به زاد و ولد است. اما امکانات برای استان یک سوم مورد نیاز هم نیست. در آن دوران همه تلاش می کردند که کرج تبدیل به استان شود. و شد. قبل از این که استان شود، برای هر هزار نفر نیم تخت بیمارستانی وجود داشت. اما بعد از این که استان شد، این رقم به ازای هر هزار نفر، شد یک تخت. الان هم ما نسبت به استاندارد پزشکی، نیم تخت کم داریم. باید برای هر هزار نفر یک و نیم تخت بیمارستانی داشته باشیم. 
بودجه دولت کفاف این کار را نمی دهد. اگر خیرین در استان البرز حمایت نمی کردند، معلوم نبود چه بر سر این شهر و استان می آمد. بعد از استان شدن بنده اولین رئیس دانشگاه علوم پزشکی بودم. بعد از ما هم کسان دیگر آمدند. دانشگاه تقویت شد. به لطف خداوند فعلا وضعیت خوب است. خیرین در این سال ها فعالیت بسیار خوبی در سطح استان داشتند. دست همگی درد نکند.
بخش خصوصی برای درمان پای کار نمی آید. قبلا برایتان گفتم که احداث بیمارستان هزینه های هنگفتی دارد. در عین حال دانشگاه علوم پزشکی هم هیچ گونه حمایتی از بخش خصوصی نمی کند. این کار بر خلاف آن چیزی است که در دنیا دارد اتفاق می افتد. در کشورهای همسایه ما برای این که بخش خصوصی وارد میدان شود، اول زمین در اختیارشان قرار می دهد. بعد برای احداث ساختمان بیمارستان، وام های کم بهره و یا بعضی مواقع بدون بهره به آن ها می دهند. اما در این جا ما برای ساخت بیمارستان خودمان، یعنی بیمارستان مریم با هزار زحمت وام کوتاه مدت و با بهره سی درصد گرفتیم. تازه این وام را هم با هزار زحمت توانستیم بگیرم!
درمان برای خارجی ها   
فعلا در استان برای خارجی ها وضعیت درمان مناسبی نداریم. اما در بیمارستان مریم چون امکانات خوبی داریم، دارد این اتفاق می افتد. ما در بیمارستان مریم، پذیرای بیمارانی از کشورهای : ترکیه، عراق، آذربایجان و بعضی از کشورهای دیگر هستیم. بیماران خارجی می توانند با یک چهارم هزینه حتی در کشور خودشان، بیمارشان را درمان کنند. اگر بیمارستان های دیگر شهر هم تجهیز شوند، از کشورهای بسیاری برای درمان به ایران خواهند آمد. فعلا فقط بیمارستان مریم درمان بیماران خارجی را انجام می دهد. لازمه دیگر جذب توریست درمانی، وجود هتل های با کیفیت است که در استان البرز وجود ندارد. ما در بیمارستان مریم، سوئیت هایی ساخته ایم که همراهان بیمار آن جا اسکان داده می شودند. وبعضی ها را هم برای اسکان به تهرانمی فرستیم. زمانی که بیمار بستری است ما همراهان بیمار را برای سفرهای استانی به گردش می بریم. استان البرز جاهایی دیدنی فراوانی دارد. با این کار این ها بعدها نیز برای درمان به شهرمان می آیند. 
بیمارستان مریم در وزارت بهداشت عراق بیمارستان شناخته شده ای است. 
از اروپا جلوتریم
دکتر دلشاد می گوید با افتخار می گویم که امروز ایران در علم پزشکی از دنیا جلوتر است. می گوید این نه تنها حرف من، بلکه اساتید پزشکی که به ایران می آیند و در کنگره ها شرکت می کنند، می گویند که شما در علوم پزشکی نه تنها چیزی از اروپا کم ندارید، بلکه در بعضی از رشته از ما جلوتر هستید. 
باید بگویم که در وزارت خارجه کمیسیونی وجود دارد به نام کمیسیون بیماران برای اعزام به خارج از کشور. در سال 1360 من عضو این کمیسیون بودم. در آن سال ها هر ماه حدود 500 بیمار را به خارج از کشور برای درمان می فرستادیم. این به مرور کاهش پیدا کرد تا هم اکنون که من در خدمت شما هستم به صفر رسیده است. یعنی هیچ بیماری نداریم که برای درمان بخواهد به خارج از کشور برود. بلکه شاید ماهانه 500 بیمار برای درمان به ایران می آیند. این افتخار بزرگی است. در چشم پزشکی، ترمیم چشم، قلب ، جراحی اطفال و ... بیمار هایی از خارج کشور داریم که موقع برگشت بسیار هم راضی هستند. خود آن ها می گویند که درمان در بیمارستان های شما در حد بیمارستان های لندن است. 
از دوران دفاع مقدس  
افتخار داشتم که در دوران دفاع مقدس اولین پزشکی داوطلبی باشم که اعزام شدم. این اتفاق مبارک در سال 1359 برایم افتاد. 24 ساله بودم. آن زمان اعزامی برای امثال ما وجود نداشت. روزی به اتفاق یک روحانی عزیز و یک بسیجی و با یک ماشین رفتیم برای جبهه ها. در شهرهای مرزهای همه جا بمباران بود. تا اهواز رفتیم. در اهواز بعضی از مردم شهر را ترک کرده بودند، اما با این حال جمعیت فراوانی در شهر وجود داشت. وقتی به اهواز رسیدیم، رفتیم دفتر امام جمعه. روحانی همراه ما با امام جمعه رفاقتی دیرینه داشت. آقای طاهری خرم آبادی برایمان حکم مسئول بهداشت و درمان اهواز را صادر کرد. در بیمارستان گلستان مستقر شدیم. از صبح تا شب کار ما عمل کردن بود. همین طور مجروح می آوردند. آن هایی که احتمال زنده بودنشان زیاد بود را به اتاق عمل می بردیم. روزی انفجارهای شدیدی رخ داد. اهواز در شرف سقوط بود. در همین هنگام برق رفت. بیمارها را از بخش و اتاق عمل آوردیم وسط حیاط. تعدادی را داخل باغچه گذاشتیم. به این امید که سقف روی سر کسی نریزد.
و اما یک بار دیگر بیمارستان مورد هدف قرار گرفت. مجروحی را عمل کرده بودم و مشغول بخیه زدن شکم و دیگر اعضای آن بودم. خونریزی اش کنترل شده بود. در اتاق عمل بودیم که ناگهان همه جا تاریک شد. تخت عمل را کشیدیم به راهرو تا عمل را ادامه دهیم. آن شخص نجات پیدا کرد.
پیش دکتر رازی رفتم. ایشان رئیس بیمارستان بود. گفتم این فضا برای درمان دیگر جای مناسبی نیست. دکتر رازی گفت برو یک جایی را برای این کار پیدا کن. چون بعضی ها شهر را ترک کرده بودند، گشتم و خانه ای پیدا کردم. این خانه یک آپارتمان بزرگی بود که ساکنی نداشت. با طبقات مسکونی زیاد و دو طبقه پارکینگ. طبقه زیرین پارکینگ را کردیم اتاق عمل. پارکینگ را گذاشتیم برای بیماران اورژانسی. واحد های مسکونی را هم کردیم اتاق های بستری. 
کلام آخر
شنیدم امروز روز سالگرد ویژه نامه جام جم البرز است. روز اول دی. این روز را به مدیریت محترم، آقای محمد تقی حسنی، شما و دیگر همکارانتان تبریک می گویم. روزنامه شما، از معتبرترین نشریات استان البرز است. شما اخبار را صادقانه و باور پذیر برای مردم انعکاس می دهید. تحلیل های شما بسیار دلسوزانه و علمی است. به هر حال تبریک من وهمکارانم را برای این روز بپذیرید. 
در پایان می خواهم بگویم که انقلاب یک شعار اصلی داشت. آن شعار نه شرقی و نه غربی بود. ما می دانیم که نه شرق و نه غرب برای ما دلسوزی نخواهند کرد. ما توکلمان به خدا است. دین و مذهبی را که خداوند در اختیار ما گذاشته است، برایمان کافی می باشد. ما با همین هم می توانیم پیشرفت کنیم. ما بهترین مغزها را در رشته پزشکی در دنیا داریم. ما باید ید واحده باشیم. دست خدا با جماعت است. در این جا لازم است از دکتر کریم، رئیس دانشگاه علوم پزشکی البرز تشکر کنم به خاطر تلاش های بی وقفه اش. زحمت می کشد و دلسوزانه کارها را پیش می برد.   
 

خبرهای مشابه

نظرات کاربران

ارسال نظر

عضویت در خبرنامه

اطلاعات شما جایی منتشر نخواهد شد.