دختری که دوست داشت گنجشک شود

رهبری

اخبار

 آخرین اخبار 
  • خرمالو ضد کم خونی افراد مبتلا به کم‌خونی "خرمالو" بخورند. خبرنگار جام جم البرز: میوه خرمالو سرشار از ویتامین های آ، ب و ث است همچنین حاوی مواد معدنی مانند کلسیم، گوگرد، آهن، فسفر، منیزیم و پتاسیم است.
  • بسیج، خانه من است خبرنگار جام جم البرز: شهيد «سيد مصطفي حسيني» در بيست وششم بهمن ماه 1343 دريك خانواده مذهبي در چهارصد دستگاه كرج متولد شد. با پیروزی انقلاب و با تشکیل سپاه و پس از آن بسيج در سال 58، به سوي اين بازوان انقلاب رفت و اولين دوره آموزشي خود را طي نمود.
  • بررسی مشکلات داروسازان البرزی رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی درحاشیه بازدید از شرکت داروسازی سها : مواد اولیه صنعت داروسازی با ارز 4200 تومانی وارد نمی شود.
  • آبشاری با هفت چشمه دل انگیز و دیدنی آبشار هفت چشمه، در کیلومتر۱۷ جاده کرج - چالوس و در نزدیکی روستای ارنگه واقع شده است.
  • آیا بیمار من پس از سکته مغزی می تواند راه برود؟ وقتی به مجهزترین کلینیک طب فیزیکی و توانبخشی البرز به نام مجتمع نشاط مراجعه کردیم از تنوع و گستردگی امکانات مفصل این مجتمع حیرت زده شدیم.
  • مسئولان ترافیکی کرج اقدام کنند مسئولان ترافیکی کرج اقدام کنند ترافیک ظهرگاهی و عصرگاهی خیابان های اصلی کرج واقعا عرصه را بر شهروندان تنگ کرده است. لطفا مسئولان ترافیکی کرج با انجام بررسی های میدانی راه حل های بهتری برای خروج از این وضعیت دشوار جستجو نمایند.
  • پیست دیزین درانتظار بازگشایی پیست بین المللی اسکی دیزین درالبرز ،پس از بارش برف مناسب بازگشایی می شود.
  • این پایان راه نیست روایت همت وخودباوری بانوی کارآفرین البرزی را دراین گزارش به تماشا بنشینید.
  • کشف 20 میلیارد ریال کالای احتکاری فرمانده انتظامی البرز گفت : 20 میلیارد ریال انواع ملزومات و نهاده های کشاورزی احتکارشده در استان کشف شد.
  • تا زمانی که کفر هست باید جنگید شهید قنواتی متولد 1339 و از رزمندگان دفاع مقدس بود . از خصوصیات بارز ایشان، صبر بود. واین را همیشه سرلوحه کار خود قرارداده بود. و همین طور به خانواده اش سفارش می کرد.

دختری که دوست داشت گنجشک شود

دختری که دوست داشت گنجشک شود
1396/1/19
12:43 1395

دختر کوچکی بود به نام عسل که همیشه در حیاط، کنار باغچه می نشست به گنجشک هایی که در آسمان بودند نگاه می نمود و آرزو می کرد:
ای کاش من هم یک گنجشک بودم!
آن وقت هرجا دوست داشتم می رفتم و در آسمان پرواز می کردم.
یک روز همین طور که در فکر و خیال بود، احساس کرد کوچک شده است !
وقتی به خودش نگاه کرد، دید آرزویش برآورده شده و به یک گنجشک تبدیل شده است.
با خوشحالی به آسمان پرید و پرواز کرد، او از اینکه گنجشک شده خیلی خوشحال بود، تا اینکه خسته وگرسنه شد و روی شاخه درختی که پراز گنجشک بود نشست.
گنجشکی کنار او آمد وگفت: چیه بچه جون اینجا چی می خوای؟
عسل گفت: من خسته و گرسنه ام.
گنجشک قاه قاه خندید وگفت: تو یک گنجشکی و خودت باید برای خودت جا  و غذا پیدا کنی.
الان هم از اینجا برو چون باید از قبل جا میگرفتی !
عسل شروع  به  گریه کرد، درهمین موقع دستی او را تکان داد.
مادرش بود !
عسل کنار باغچه خوابش برده بود وخواب دیده بود.
او فهمید که هر آرزویی مشکلات خودش را دارد وهیچ وقت نمی توان  بی گدار به آب زد.
نویسنده: خانم اعظم شریفی مهر

کلمات کلیدی
مارا در تلگرام دنبال کنید
اشتراک گذاری

خبرهای مشابه

نظرات کاربران

ارسال نظر