اخبار

 آخرین اخبار 

خانه پدری و رومینا اشرفی

خانه پدری و رومینا اشرفی
1399/3/12

آرش فهیم

پس از قتل دردناک دختر نوجوانی با نام رومینا اشرفی در شهرستان تالش توسط پدرش، بحث بر سر فیلم خانه پدری به کارگردانی  کیانوش عیاری باز هم داغ شد. فیلمی که تا به حال دو مرتبه اکران عمومی شده و هر بار، به سرعت از پرده پایین آمده است. اما آیا این فیلم، آنگونه که کارگردان و برخی منتقدان می گویند، توان تأثیرگذاری در ممانعت از موارد مشابه را دارد؟
ابتدا باید گفت که «خانه پدری» برای مخاطب عام و جویای سرگرمی، زجرآور و خسته کننده است. حتی بسیاری ممکن است از خشونت سکانس های اول فیلم، دچار اشمئزاز شوند. خانه پدری همچنین از لحاظ ساختاری نیز فیلمی عیبناک و انتقادآمیز است. صحنه قتل دختر به دست پدر و برادرش، چندان باورپذیر نیست. جرم دختر، مبهم است و معلوم نیست عمق کجروی او تا چه حد است که پدرش برایش حکم مرگ را صادر می کند. در آن سو نیز پدر، این همه قصی القلب به نظر نمی رسد و حداقل در باور نگارنده نمی گنجد که چنین مردی، به همین سادگی و مثل آب خوردن، دختر نوجوانش را بکشد و بعد هم با دستان خودش او را در زیرزمین خانه اش به خاک بسپارد. کیانوش عیاری نتوانسته میزانسن دقیقی برای راهبردی ترین سکانس فیلم خود طراحی کند و بنابراین خانه طراحی شده توسط او، از پایبست ویران است! بعد از این اتفاق نیز، عملا فیلم تمام می شود و بقیه زمان فیلم، آب بندی است! از این به بعد، فقط مشتی آدم هستند که در یک خانه قدیمی در هم میلولند و روایت فیلم، از هم گسیخته می شود. اگر در سکانس اول، خشونت افسارگسیخته مخاطب را آزار می دهد ، در ادامه، ساختار شلخته فیلم، موجب دلزدگی می شود. حتی نقش آفرینی بازیگران فیلم نیز تکراری است. چون که نه شخصیت پردازی فیلم عمیق است و نه کارگردان، نقش آفرینان را به خوبی هدایت می کند. درنتیجه، مهران رجبی، مهدی هاشمی، شهاب حسینی و … در خانه پدری تکراری به نظر می رسند. این اوضاع باعث شده تا خانه پدری به زعم نگارنده، ضعیف ترین فیلم کارنامه کیانوش عیاری تلقی شود.
علاوه بر این، پدری که دخترش را به بهانه ناموس پرستی به قتل می رساند، هویتی ایرانی و اسلامی دارد. علاوه بر ظاهر و پوشش بومی این مرد، وی به قالی بافی هم مشغول است که دال بر تاکید فیلم بر هویت اصیل اوست. این درحالی است که کارگردان می توانست یک لات کلاه مخملی یا یک قصاب متعصب به ناموس، بدون تاکید بر هویت مذهبی را در مقام قاتل قرار دهد. همچنین، به میان آمدن ابزار تعزیه در این قتل نیز، به فیلم معنا بخشیده است. در صحنه ای از فیلم وقتی می خواهند از وجود جنازه دختر در خاک مطمئن شوند، از شمشیر تعزیه استفاده می کنند. درحالی که برای این منظور می شد از ابزارهای دیگر مثل سیخ کباب استفاده کرد، چرا شمشیر تعزیه؟ چرا جنازه دختر در خانه ای با شمایلی کاملا سنتی و ایرانی دفن می شود؟ همه این عناصر و روایت ها باعث شده تا "خانه پدری" بیش از فیلم به بیانیه ای سیاسی و اجتماعی علیه تاریخ و هویت ایرانی تبدیل شود و فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی در این فیلم، ضد زن معرفی می شود.
بنابراین فیلم «خانه پدری» نه تنها توان تأثیرگذاری مثبت بر مخاطب را ندارد، بلکه بخاطر تخریب هویت و فرهنگ ملی و بومی و ترویج خشونت، به نتیجه ای معکوس منتهی می شود. تجربه سال ها فعالیت سینما و تلویزیون در قرن اخیر نشان می دهد که نمایش بی پرده جنایت در فیلم ها و سریال ها بدون آسیب شناسی دقیق و عمیق، موجب تشییع و ترویج آن ها می گردد. به همین دلیل هم در کشورهایی که خشونت عریان روی پرده سینما نشان داده می شود، جنایت و خشونت بیشتر است.
اما سینما می تواند و باید مانع موارد مشابه شود. سینما تنها با نمایش تصویری واقعی از زیبایی و عشق در خانواده توان مقابله با هر نوع خشونتی را دارد. به همین دلیل هم حتی در هالیوود طی سال های اخیر نسبت به گذشته تولید فیلم ها و انیمیشن هایی در ستایش خانواده افزایش یافته است. چون آن ها نیز دریافته اند که از این راه می توان آرامش و امنیت را در سطح جامع افزایش داد. شاید اگر پدر #رومینا_اشرفی فیلم #خانه_پدری را می دید، به نتیجه فاجعه بارتری می رسید و در لحظه جنون، به طور ناخودآگاه همان رفتار پدر در فیلم را تکرار می کرد. اما اگر سبد مصرفی او و دخترش، پر از فیلم و سریال درباره ارزش خانواده و عشق بین پدر و مادر و فرزندان و ... می بود، قطعا ضریب احتمال این کردار او کمتر می شد.

 

کلمات کلیدی
مارا در تلگرام دنبال کنید
اشتراک گذاری

خبرهای مشابه

نظرات کاربران

ارسال نظر