اخبار

 آخرین اخبار 

نماز جمعه پیامبر

نماز جمعه پیامبر
1399/5/9

 

جام جم البرز: خشک سالی و قحطی شهر مدینه را فرا گرفته بود. احتیاجات اولیه مردم چنان گران و نایاب شده بود که مردم، روزگار را به سختی می گذراندند. تنها هنگامی که قافله ای تجارتی به مدینه می آمد، مردم سراسیمه به قافله نزدیک می شدند و احتیاجات خود را ارزان تر از همیشه می خریدند.
ظهر جمعه بود. مردم مدینه که با شنیدن سخنان پیامبر به آرامش و نشاط قلبی دست می یافتند در مسجد مدینه جمع شده بودند. پیامبر مشغول خواندن خطبه های نماز جمعه بود و مردم به آرامی به سخنان پیامبر دل سپرده بودند. در این هنگام، ناگهان صدای هلهله از بیرون برخاست و صدای طبل شادی شنیده شد.
لحظه ای نگذشته بود که خبر به نمازگزاران مسجد رسید که کاروانی بزرگ از شام به مدینه رسیده و با خود مواد غذایی آورده است. این خبر، صف های نماز جماعت را به هم ریخت. نماز گزاران مسجد که هفته های سختی را گذرانده بودند، بی اختیار به پاخاستند و به سرعت به سوی قافله ای که از راه رسیده بود، حرکت کردند.
پیامبر هم چنان بر پای ایستاده بود که آیه ای نازل شد.
-هنگامی که تجارت یا سرگرمی ببینند، پراکنده می شوند و به سوی آن می روند و تو را ایستاده به حال خود رها می کنند. بگو آن چه نزد خداست، بهتر از سرگرمی و تجارت است و خداوند بهترین روزی دهندگان است.
پس از مدتی، مسجد از همهمه ای که ایجاد شده بود، نجات یافت. سکوت سنگینی بر مسجد نشست. پیامبر به صف های نماز که بسیار خلوت شده بود، چشم دوخت. تنها تعدادی از نمازگزاران که بعضی از آن ها از شرمندگی سر به زیر انداخته بودند، از جای خود تکان نخوردند. یکی از آن ها با چهره ای اشک آلود به پیامبر خیره شده بود و از این که مردم چنین برخوردی کرده بودند، اندوهناک بود.
پیامبر با آرامش خاصی گفت:« سوگند به خدایی که جانم در دست اوست، اگر شما چند نفر از مسجد می رفتید و کسی در مسجد نمی ماند، از آسمان بر سر آن ها سنگ می بارید.»   

 

خبرهای مشابه

نظرات کاربران

ارسال نظر