اخبار

 آخرین اخبار 

داستان مقاومت تا آخرین نفس

داستان مقاومت تا آخرین نفس
1399/5/23


حماسه و دلاوری بعضی از شهدا مانند قصه و رویا است که در دنیای واقعی کمیاب و شاید نایاب باشد. هم‌رزم شهید «سعید رحمانی مورودی» در روایتی می‌گوید: او تا آخرین لحظه برای عبور هم‌رزمانش از پلی که منفجر شد در مقابل دشمن مقاومت کرد. با شهید رحمانی در ادامه بیشتر آشنا شویم.


جام جم البرز:  شهید «سعید رحمانی» در سال 1345 اول فروردین در «ولدآباد» بزرگ در محله یزدی‌ها دیده به جهان گشود. او در خانواده‌ای مذهبی و مسلمان که اعتقاد راستین به ائمه اطهار داشته‌، رشد یافته و به ترتیب کامل دست یافت.
عملیات خیبر در رکاب پدر

سعید ندای هل من ینصرنی سیدالشهدا را به گوش جان شنید و در سال 1361 برای بار اول در بسیج منطقه ثبت‌نام کرد و فعالانه در مراسم عزاداری و زیارت عاشورا و دعای کمیل شرکت داشت. در همان سال بود که برای بار اول از طریق بسیج منطقه به جبهه اعزام شد. در همان اوائل رفتن به جبهه بود که پدر بزرگوارش که نور حقانیت چهره اش را روشن و نورانی ساخته است نیز عازم نبرد شد و او همراه پدر در عملیات خیبر شرکت کرد.
آخرین دیدار

یکی از هم‌رزمانش که تا آخرین لحظه با او بوده است در خصوص نحوه شهادتش چنین می‌گوید: با سعید به جلو رفته بودیم و من به نوار تیربار می‌رساندم که سعید فریاد زد شما سریع بروید. الان پل را منفجر می‌کنند و خیلی تاکید داشت که ما از روی پل رد بشویم.
این هم‌رزم می‌گوید: سعید از ناحیه پا، دست و شکم تیر خورده است. او مقاومت می‌کرد بچه ها از روی پل رد شوند که عراقی‌ها سریع پل را منفجر کردند.
سعید 6 الی 7 مرتبه به جبهه اعزام شد. 3 دوره در کردستان، جزیره‎مجنون، سقز، بوکان، مریوان و خاور و بستان بود تا اینکه در منطقه عملیاتی فاو در اول اسفند ماه 1364به شهادت رسید.

 

خبرهای مشابه

نظرات کاربران

ارسال نظر