اخبار

 آخرین اخبار 

ناگفته هایی از حاج سعید رحیمی در گفتگوی اختصاصی با روزنامه جام جم البرز

اطلاعیه های امام را همراه اجناس مغازه بین مردم توزیع می کردیم

 اطلاعیه های امام را همراه اجناس  مغازه بین مردم توزیع می کردیم
1399/11/22



جام جم البرز- حاج سعید رحیمی، در روزگارانی که جوان بوده، همپای بقیه مردم شروع به فعالیت بر علیه رژیم شاهنشاهی می کند. خودش، خانواده اش و حتی محل کسبش می شود پاتوق انقلابیون. حاج سعید از زمانی می گوید که لای جوراب های مغازه اش اطلاعیه امام را می گذاشته و بین مردم توزیع می کرده است. گفتگوی خواندنی  با حاج سعید رحیمی از دوران انقلاب ما را به آن روزگاران خواهد برد. با هم بخوانیم:    

از دوران روزهای انقلاب بگویید، چه می کردید؟
درآن دوران متاهل بودم وسی  وچند سال داشتم. خانم من در آن دوران همراه من بود. این همراهی تا امروز هم ادامه دارد. هدف همه پیروز شدن انقلاب بود. اسلحه هایی که آن دوران به دست آورده بودیم را همسرم لای پتو پنهان می کرد. در آن روزگاران مغازه خرازی و فروش پوشاک داشتم. اطلاعیه های امام را لای جوراب ها به مردم می رساندیم.   مامورین ساواک متوجه فعالیت های ما شده بودند، اما مدرکی پیدا نمی کردند. هم چنین یک بارمقداری ازاعلامیه ها  امام را در خمینی شهر بردیم وشبانه بین منازل ومغازه های مردم پخش کردیم ودوباره به کرج برگشتیم. در اوایل انقلاب محل تجمع ما دولت آباد چهار صد بود اما بعد از ظهر و عصر خودمان را به مسجد جامع می رساندیم. شروع تظاهراتمان ابتدا در حیاط مسجد بود، اما به مرور این تظاهرات از مسجد جامع شروع می شد و تا جلوی خیابان شهید قریشی(سعدی) ادامه پیدا می کرد. 
اولین شهید کرج 
در یکی از همان روزه درجه داری به نام برزآبادی و در روی تانک به تظاهر کننده ها تیر اندازی کرد. حمید ادیبی اولین شهید کرج بود  که آن جا به شهادت رسید. جنازه این شهید عزیز را به حسین آبادمهر شهر بردند.  حاجی دهباشی امینی ومحسنی وچند نفر دیگر بودند که قرار گذاشتند جنازه شهید عزیز اول صبح جلوی  مسجد جامع حصارک نبش خ امازاده محمد برده شود. اطلاع رسانی شد. جمعیت زیادی آمدند.
نقش روحانیت در تظاهرات 
حاج آقا مدرسی، شیخ هادی، آقای فارغ و بیشتر روحانیت کرج در آن روز آمده بودند. مردم جنازه شهید را بر دوش گرفته وبا شعار: قسم به روحت ای حمید جوان /بگیریم انتقامت از دشمنان /دشمنت در هراس / می کند التماس /من بیگناهم /مامور شاهم!
مسیر راهپیمایی
   به سمت امام زاده حرکت کردیم. و همان جا جنازه شهید خاکسپاری شد. پس از آن ماجرا بود که  همه روز از امام زاده محمد(ع)  حصارک تا میدان توحید تظاهرات بر پا می شد. شعارها مختلف بود. در ماه محرمی شعار ما این بود که: خون عزیز زهرا، در همه جا می جوشد / گلشن دین از این خون، آب  بقا می نوشد / تا جهان را بقا ست، نهضتش پا برجاست/ حق با خمینی است، مرگ بر شاه/ 
تا میدان شهدا تظاهرات می کردیم، اما برای این که به سمت میدان کرج برویم، نمی توانستیم، زیرا ماموران حضور قوی داشتند. این تظاهرات تا پیروزی انقلاب ادامه داشت. همگی عاشقانه مطیع رهبری بودیم. 
 

خبرهای مشابه

نظرات کاربران

ارسال نظر