اخبار

 آخرین اخبار 

به یاد بسیجی فاتح خیبر، حمید فلاح پور

به یاد بسیجی فاتح خیبر، حمید فلاح پور
1400/12/15

جام جم البرز: مسجد کنونی محله‌مان جواد‌الائمه(ع) خرابه‌ای بیش نبود که حمید متولد شد. تولدش بسان روئیدن گل در دشت شقایق بود. این بسیجی بی ریا از رزمندگانی بود که در خیبر ماند و جاودانه شد.

مرحوم امیر حسین فردی(نویسنده) می گفت: هرگاه که به مسجد می‌رفتم و به گوشه و کنار مسجد که نگاه می‌کردم میافتمش. یا در گوشه‌ای مشغول خواندن نماز بود و یا در یکی از سجده‌های طولانیش و یا در قنوت عاشقانه و یا خیلی نزدیک به خود احساس می‌کردم. با سلامم می‌خندید، با نرمی و لطافت!

عشق شرکت در جبهه از اوائل جنگ در وجودش بود.

وقتی از عملیات مسلم ابن عقیل برگشت عشق و علاقه‌ای وافر در وجودش شعله داشت، فرزانه وار شب‌ها را برمی‌خواست به نماز شب، بعد از عملیات مسلم ابن عقیل تقریبا در همه عملیات‌هایی که لشکر حضرت رسول (ص) شرکت می‌جست، حضور داشت.

با بارش اولین باران‌های زمستانی حمید عزیز برای آخرین بار عازم جبهه می‌شود. 18/11/62 و بلافاصله در عملیات والفجر پنج و شش و آنگاه در عملیات غرور‌آفرین خیبر شرکت می‌کند و بعد از آن دیگر برنمی‌گردد. او غریب و مظلوم ماند و ما را حتی در زیارت مزار خود نیز برای 13 سال محروم ساخت. بچه‌های زیادی از لشگر حضرت رسول (ص) در پل جزیره مجنون (طلایه) جای ماندند و هرگز برنگشتند و حمید نیز یکی از آنان بود. مفقودالاثری که پیکر پاکش با تلاش عزیزان تفحص در اواخر مهرماه سال 75 و در سالروز شهادت حضرت فاطمه الزهرا (س) تشییع و به بهشت زهرا منتقل گردید.

 

 

 

گذری بر وصیتنامه شهید حمید فلاح‌پور

اکنون که به خواست خداوند متعال توفیق آن را پیدا نمودم تا در میدان امتحان الهی راه یابم، امیدوارم در این دنیا فاتح و شاد و در بازگشت با قلبی آکنده از شکرگزاری و نوای پیروزی بر لبانم به آغوشتان بازگردم و آنگونه که مکتب اسلام خواسته است و می‌خواهد خود را سرباز جنداله بپرورانم.

با آرزوی توفیق و پیروزی حق بر باطل و نابودی دشمنان انقلاب اسلامی و جهان گیر شدن قوانین الهی اسلامی و ظهور حضرت بقیه‌اله الاعظم روحی فداه و دوام و طول عمر رهبر انقلاب اسلامی و امید مستضعفان جهان امام خمینی دام ظله العالی.

و اما سخن آخرم: برایم هیچ‌گونه تبلیغ از قبیل، حجله، چراغانی، نوشته روی پارچه و مقوا، کشیدن طرح و عکس و مخصوصا اعلامیه و از این جور چیزهای تبلیغی چاپ نکنید و ننویسید و نکشید و بر روی در و دیوار نچسبانید و اگر هم کردید حتما آن را جمع کنید. زیرا خوش دارم گمنام و تنها باشم و ان‌شاءاله بدن گنه کارم در این راه بسوزد و تکه تکه شود زیرا شرم می‌کنم از این که فردای قیامت حسین جان (ع) با بدنی آنچنانی وارد محشر شود و من بدنم سالم باشد و ان‌شاءاله که قبری از این سرزمین را هم اشغال نکنم.

 

خبرهای مشابه

نظرات کاربران

ارسال نظر

عضویت در خبرنامه

اطلاعات شما جایی منتشر نخواهد شد.