اخبار

 آخرین اخبار 

گرد عاشق پیشگی

رامین شاه حسینی(مرام)

گرد عاشق پیشگی
1401/7/23

 

روزگاری گشته دست ناله از افغان تهی

گریه می داند که آه این دل از کرب و بلاست

اشک، ای همراه شب های پر از تشویق من

دیده می بارد به پای دست از دامن جداست

دعوی طاقت ندارد زخم بر آلاله ها

سر بریده سرو ما را غیرت مردم کجاست؟

لاله های دشت ما را با حنابندان چه کار

روی سرخ لاله ها فارغ ز هر رنگ و حناست

ای نی ستان، ای تمام سوز اندر ناله ها

آتشی در دل فتاده، ناله های نی کجاست؟

دل هوای بارش چشمان نمناکم گرفت

شمع ما را سر بریدند آخر این رسم شماست؟

ای فلک دیدی که بر دشت جنون ما چه رفت

در عجب ماندم که پای رفتنت دیگر چراست؟

کاروان عاشقی منزل به منزل می رود

گرد عاشق پیشگی از هیچ کویی برنخاست

می رود سر از تن سردار سر از تن جدا

شمع روشن شعله اش دائم سری از تن جداست

کودک شش ماهه ما، پیر می خواران شدست

کودکی نوپا، به راه کهکشانی آشناست

کیست در اطفار عالم، محرم رازی شود

نی، شکر دارد و لیکن ناله اندر ناله هاست

ساحلی کو، تا بگویم شوق دریا پیشگی

گوهری دارم به دل مکنون در اندیشه هاست

یا که پرواز بلندی تا سرای عاشقی

کیست تا با ما بیاید اندکی جا مانده راست

ما همه دلدادگان، آئینه راز همیم

ما ز خود بیخود شدان را رازهایی آشناست

چاره اندیشی در این جا چاره کاری نکرد

شرط تسلیم و رضا، بیچارگان را صد دواست

تا که سودای جنون عاشقی ها مانده است

تا که امیدی به حسن گردش عالم بجاست

تا که قمری بر سر سرو بلندی لانه کرد

تا که جوی تشنه آبی، پای سرو و لاله هاست

تا که گل خمیازه کرد و، بلبلی مستانه بود

تا که ساز عندلیبان، جانفزا و دلرباست

تا که مشرق هم چنان گهواره خورشید ماست

تا که چشم انتظاری، یا که دستی بر دعاست

تا که آن زیبا صنم، آن مقتدای منتقم

می رسد از گرد راهی، راه صدها ساله هاست

انتظار انتظاران، میوه های نو دهد

ابرهای تشنه ما، چشمه اندر چشمه هاست

خبرهای مشابه

نظرات کاربران

ارسال نظر

عضویت در خبرنامه

اطلاعات شما جایی منتشر نخواهد شد.