اخبار

 آخرین اخبار 

خلوت آرای خیال

رامین شاه حسینی(مرام)

خلوت آرای خیال
1401/7/30

خلوت آرای خیال چشم مخموران شدیم

آخر این چشمان مگر جام بقا نوشیده است

تا که چشمی بر لب خمار معشوقان فتاد

چشمه هایی کز لب چشمانتان جوشیده است

ما، ندیده دل بدادیم و همین معذور ماست

دیده های بس خطا پوش شما، پوشیده است

قطره های اشک و باران هر دو غلطانن، ولی

آن یکی آتش نشان و، زین شرر جوشیده است

روزگار نا مرادی ها، ز هر سو سرزدست

چشمه های لطف مردم، پس چرا خشکیده است

مردمان را فکر دنیا، بی مهابا کرده بود

هر یکی از بهر دنیایی، چه ها کوشیده است

عاشقی را سر بریدند و، کسی آگه نشد

وای از این مردم خمار بی هشی نوشیده است

جامه حجب و حیا از تن درآوردست جهان

یک لباسی از وقاحت در عیان پوشیده است

حال مردم رو به بهبودی نمی گردد چرا...؟

دیگ اوضاع جهان سر رفته بس جوشیده است

غنچه های باغ ما را خواب غفلت برده بود

لب فرو بسته، درون غوزکی خشکیده است

پوستینی از ریا بر قامت دوران فتاد

بس دغل بازی که سر تا پایمان پوشیده است

از نوک انگشت تا مرفق شده چنگال گرگ

دست ها را پوششی از برگ گل روئیده است

ای عزیزان، رنگ شادی ها چه شد...؟

میوه های نوبر و صد رنگ ما ترشیده است

چهره های باز و روی خوب محبوبان کجاست

هر چه دیدیمش گره را اخم ها پوشیده است

راه اصلاحی نمی دانم مگر «عاشق شدن»

نیک فرجام آن که راه عاشقی پوییده است

حال این دنیا فقط با عاشقی بهتر شود

کام خوشحالی ز جام عاشقی جوشیده است

زندگی را قدر و معنایی به وزن عاشق ست

عاشقی، از خم مانایی بسی نوشیده است

 

 

خبرهای مشابه

نظرات کاربران

ارسال نظر

عضویت در خبرنامه

اطلاعات شما جایی منتشر نخواهد شد.