پس‌لرزه مطالبات مردمی برای انتقام از رئیس‌جمهور جنایتکار آمریکا مقامات این کشور را در شوک فرو برد

واهمه در کاخ سفید

سیاست خارجی
چند ساعت پس از پایان نشست ناتو در آنکارا، اتفاقی غیرمعمول توجه خبرنگاران و ناظران سیاسی را به خود جلب کرد.
کد خبر: ۱۰۳۲۸

نویسنده مهدی سیف‌تبریزی - گروه بین الملل

دونالد ترامپ در حالی راهی واشنگتن شد که بنا بر گزارش رسانه‌های آمریکایی، برنامه پروازی او در مسیر بازگشت دستخوش تغییراتی ناگهانی شد؛ تغییری که گرچه از سوی کاخ سفید به‌عنوان یک تصمیم عادی توصیف شد، اما همزمانی آن با گزارش‌های منتشرشده درباره تهدید‌های امنیتی علیه رئیس‌جمهور آمریکا، موجی از گمانه‌زنی‌ها را در محافل رسانه‌ای و امنیتی برانگیخت.

در همان روزها، وال‌استریت ژورنال از انتقال اطلاعاتی به واشنگتن خبر داد که از احتمال وجود تهدیداتی علیه ترامپ حکایت داشت. اندکی بعد، خود رئیس‌جمهور آمریکا نیز با لحنی کم‌سابقه وارد میدان شد؛ او نه‌تنها مدعی بود که ایران همچنان در پی انتقام‌گیری از اوست، بلکه آشکارا هشدار داد که در صورت هرگونه اقدام علیه جانش، پاسخ آمریکا علیه ایران ویرانگر خواهد بود. چنین اظهاراتی از سوی فردی که همواره کوشیده تصویر یک رهبر مقتدر و بی‌اعتنا به تهدید‌ها را از خود ارائه دهد، بیش از هر چیز نشان‌دهنده آن است که مسأله امنیت شخصی او بار دیگر به یکی از دغدغه‌های جدی کاخ سفید تبدیل شده است.

اما آنچه به این تحولات ابعاد گسترده‌تری بخشید، فقط گزارش‌های امنیتی یا هشدار‌های دستگاه‌های اطلاعاتی نبود. همزمان با این رخدادها، تصاویر گسترده‌ای از مراسم تشییع و بزرگداشت رهبر شهید ایران در شهر‌های مختلف ایران و منطقه در رسانه‌های جهان بازتاب یافت؛ تصاویری که بار دیگر نشان داد تحولات ماه‌های اخیر نه‌تنها از حساسیت افکار عمومی در منطقه نکاسته، بلکه پرونده تقابل تهران و واشنگتن را وارد مرحله‌ای تازه کرده است. در چنین فضایی، مجموعه رفتار‌ها و مواضع اخیر ترامپ، از تهدید‌های کم‌سابقه گرفته تا حساسیت فزاینده نسبت به مسائل حفاظتی، از سوی بسیاری از ناظران به‌عنوان نشانه‌ای از نگرانی عمیق‌تر نسبت به پیامد‌های سیاسی و امنیتی تحولات اخیر ارزیابی می‌شود.

ریشه‌های استیصال در قاب دوربین‌های جهانی

تحلیلگران بین‌المللی در روز‌های اخیر به نکته‌ای مشترک اشاره کرده‌اند: «ترامپ به شدت عصبی است». مصاحبه‌های اخیر او، به‌ویژه لحن تهدیدآمیز و در عین حال آشفته‌اش در قبال ایران، نشان‌دهنده شکست استراتژی «فشار حداکثری» است. او که گمان می‌کرد با ترور رهبر ایران، ساختار سیاسی کشور دچار فروپاشی می‌شود، حالا با صحنه‌هایی روبه‌رو شده که در آن، مردم نه‌تنها عقب‌نشینی نکرده‌اند، بلکه با فریاد «قصاص»، سایه سنگین انتقام را بر سر او قرار داده‌اند.

این خشم عمومی که از تهران تا کربلا و فراتر از آن در سراسر منطقه طنین‌انداز شده، دیگر یک شعار سیاسی گذرا نیست؛ یک «مطالبه وجودی» برای عدالت است. گزارش‌ها حاکی است درخواست میلیونی برای قصاص ترامپ به‌دلیل فرمان ترور رهبر شهید، او را در وضعیتی از «انزوا و پارانویای امنیتی» قرار داده است. این‌که او در مصاحبه‌ای با نیویورک پست ادعا کرده دستور بمباران ایران در صورت هرگونه اقدام تلافی‌جویانه را صادر کرده، بیش از آن‌که یک مانور قدرت باشد، اعترافی است به ناتوانی‌اش در فهم عمق پیوند میان مردم ایران و راه رهبر شهیدشان.

تقابل «ماشین نظامی» با «اراده انسانی»

هنگامی که بیش از ۱۷ نفر از مردم ایران در حملات روز‌های اخیر آمریکا به شهادت رسیدند، تحلیلگران تصور می‌کردند این اقدام نظامی در روز‌هایی که مردم ایران سرگرم تشییع پیکر رهبر شهید خود بودند، ضربه‌ای کاری به ساختار تصمیم‌گیری ایران وارد می‌کند و به عقب‌نشینی در برابر زیاده‌خواهی می‌انجامد، اما آنچه رخ داد، درست عکس آن چیزی بود که در اتاق‌های فکر پنتاگون طراحی شده بود. واکنش مردم ایران به این جنایات، چیزی نبود جز حضور گسترده‌تر و فریاد‌های بلندتر برای خونخواهی از شهدای خود.

ترامپ حالا در موقعیتی است که نه در اتاق‌های بیضی کاخ سفید، بلکه در متن واقعیت خاورمیانه، با سدی به نام «اراده مردمی» روبه‌رو شده است. او در آنکارا، در حاشیه نشست ناتو، به جای تمرکز بر استراتژی‌های کلان امنیتی، مجبور شد وقت خود را صرف بررسی گزارش‌های امنیتی مربوط به احتمال سوءقصد کند. این یعنی او میدان بازی را به مردم ایران واگذار کرده است؛ حریفی که سلاحش، حضور میلیونی و استقامت در مسیر عدالت است.

هراس از یک حقیقت تاریخی

شاید بتوان گفت مهم‌ترین عامل وحشت ترامپ، مشاهده این حقیقت است که «ترور» در معادلات خاورمیانه، نتیجه معکوس دارد. استراتژی حذف فیزیکی رهبران، دهه‌هاست که در این منطقه آزموده شده و هر بار، نه‌تنها به نابودی نظام‌های سیاسی منجر نشده، بلکه اسطوره‌هایی ساخته که راه‌شان هزاران پیرو پیدا کرده است.

ترامپ، به‌عنوان کسی که به‌شدت به آمار و ارقام و نظرسنجی‌ها وابسته است، حالا با دیدن تصاویر تشییع میلیونی، در حال درک این شکست استراتژیک است.

رفتار‌های او در روز‌های اخیر، مانند تهدید به خروج از تفاهم‌نامه‌های باقیمانده یا حملات عصبی به زیرساخت‌ها، درواقع «ری‌اکشن‌های انفعالی» به شکوهی است که مردم ایران در برابر دیدگان جهان به نمایش گذاشتند. او به خوبی می‌داند هرچه بیشتر می‌تازد، مشروعیت از دست رفته اش نزد افکار عمومی جهانی بیشتر زیر سؤال می‌رود و صدای حق‌خواهی مردم، به صدایی جهانی‌تر بدل می‌شود.

فرجام یک استراتژی شکست‌خورده

امروز، ترامپ هراسان، تصویری است از بن‌بست سیاست‌های قدرت‌محور. او در محاصره دیوار‌های امنیتی خودش است؛ دیوار‌هایی که با هر گزارش از حضور مردم در صحنه‌هایی، چون تشییع پیکر رهبر شهید، ترک برمی‌دارد. استیصال او، برخاسته از این آگاهی تلخ است که مردم ایران، پیوندی عمیق‌تر از حد تصورات او با نظام سیاسی‌شان دارند.

در حالی که او در خلوت خود به دنبال یافتن راهی برای خروج از این چرخه هراس است، صدای میلیون‌ها نفر در منطقه، راه خود را به وجدان‌های بیدار باز می‌کند. عدالت، مفهومی نیست که با پرتاب چند موشک یا تغییر مسیر یک هواپیمای شخصی به دست فراموشی سپرده شود. ترامپ شاید بتواند در پشت تدابیر امنیتی پیچیده پنهان شود، اما او نمی‌تواند از سایه حق‌خواهی مردمی که شاهد جنایت او بوده‌اند، بگریزد.

newsQrCode
ارسال نظرات