شهید سید حسن نصرالله دستان شهید همت و سلیمانی را به هم پیوند داد؛
شهید سید حسن نصرالله دستان شهید همت و سلیمانی را به هم پیوند داد؛
لطفاً درباره مشکلات و معضلات صنف خود توضیح دهید.
یکی از اساسیترین مشکلات ما نبود صنف و اتحادیه است. وقتی صنف و اتحادیهای وجود نداشته باشد، عملاً هیچ استاندارد مدونی هم شکل نمیگیرد. مرجعی نیست که بنشیند، دادهها را جمعآوری کند، قوانین مشخص تدوین کند و بر اساس آن محصولات این حوزه را استانداردسازی کند.
وقتی استانداردی وجود نداشته باشد، اعتماد عمومی هم از بین میرود. مردم یا حتی پیمانکاران ساختمانی نمیتوانند به محصول یا خدمات اعتماد کنند، چون معیار مشخصی برای سنجش کیفیت وجود ندارد. نتیجه این میشود که تصور «تولید زیرپلهای» شکل میگیرد، حتی اگر محصول علمی و معتبر باشد.
غیر از مسئله نبود استاندارد، چه چالشهای دیگری در این حوزه وجود دارد؟
یکی از مشکلات جدی ما فاصله بسیار زیاد بین تحقیقات دانشگاهی و مرحله تجاریسازی است. تحقیقات آزمایشگاهی تا زمانی که به محصول، برند و بازده اقتصادی برسد، مسیر بسیار پیچیده، زمانبر و پرهزینهای دارد.
از طرفی، به دلیل محدودیتهای سختافزاری، تحریمها و نبود تجهیزات بهروز، بسیاری از پروژهها یا شکست میخورند یا نیمهکاره رها میشوند. در این شرایط، دانشمندان و نخبگانی که در این حوزه فعالیت میکنند، وقتی میبینند به بنبست خوردهاند، با وجود دعوتنامههای متعدد از خارج از کشور، ناچار به مهاجرت میشوند. این صنعت جایی نیست که یک متخصص بخواهد عمرش را صرف کند و در نهایت به نتیجه نرسد.
به نظر شما برای حل این مشکلات چه اقداماتی باید انجام شود؟
به نظر من، اولین و مهمترین قدم، آموزش از پایه است. مهندسان عمران و معماری که در دانشگاهها بهصورت آکادمیک در حال تحصیل هستند، باید از همان دوران دانشجویی با فناوری نانو آشنا شوند؛ اینکه نانو چیست، چه کاربردهایی دارد و در صنعت ساختمان چه نقشی ایفا میکند.
شاید برایتان جالب باشد بدانید که از سال ۱۳۸۰ تاکنون، ایران نزدیک به هزار محصول نانویی تولید کرده است که در حوزههای مختلفی مانند ساختمان، کشاورزی، رنگ و رزین، خودروسازی و شویندهها کاربرد دارند. حدود ۴۰ تا ۴۵ درصد این محصولات مربوط به صنعت ساختمان است. یعنی تقریباً نیمی از ظرفیت نانو در اختیار این صنعت قرار دارد، اما مهندسان ما هنوز شناخت کافی از آن ندارند.
وقتی مهندس آینده با نانو آشنا نباشد، طبیعتاً در بازار کار هم نسبت به این محصولات مقاومت نشان میدهد.
آگاهسازی عمومی چقدر در این مسیر اهمیت دارد؟
آگاهسازی عمومی بسیار مهم است، اما باز هم به استانداردسازی برمیگردد. همه چیز زنجیروار به هم متصل است. وقتی استاندارد وجود نداشته باشد، مردم اعتماد نمیکنند. وقتی محصولی ایزو یا تأییدیه معتبر نداشته باشد، مصرفکننده آن را جدی نمیگیرد.
ما به یک نظام واحد ارزیابی، استانداردسازی و مقررات کاربردی نیاز داریم؛ سیستمی که هم جنبه علمی را بسنجد و هم کاربرد اقتصادی و زیستمحیطی محصول را بررسی کند.
از نظر اقتصادی، چه عاملی بیشترین تأثیر را دارد؟
اقتصاد حرف اول را میزند. در هر جای دنیا، اگر یک تحقیق به بازده اقتصادی نرسد، عملاً ارزشی نخواهد داشت. ما ممکن است دانشمند، دانشجو و مقاله علمی داشته باشیم، اما اگر این تحقیقات به مرحله تجاریسازی و برندینگ نرسد، نتیجهای نخواهد داشت.
یکی از دلایلی که بسیاری از شرکتها وارد این حوزه نمیشوند، همین مسیر طولانی و فرسایشی تجاریسازی است. وقتی میدانند بازگشت سرمایه مشخص نیست، ترجیح میدهند وارد این حوزه نشوند.
راهکار عملی شما برای خروج از این وضعیت چیست؟
ما باید خوشههای فناوری و پارکهای تخصصی نانو را در نزدیکی مراکز صنعتی و دانشگاهی ایجاد کنیم. این کار باعث میشود دانشجو و پژوهشگر بداند بعد از پایان تحصیل، فضایی برای فعالیت دارد.
این اعتماد ایجاد میشود که ایدهها و تحقیقاتش میتوانند به محصول تبدیل شوند و وارد بازار شوند. این مهمترین عامل برای جلوگیری از فرار مغزهاست.
نقش رسانهها و خبرگزاریها را در این مسیر چگونه ارزیابی میکنید؟
رسانهها نقش بسیار مهمی در اعتمادسازی دارند، چون ارتباط مستقیم با مردم دارند. همین گفتگویی که الان انجام میدهیم، اگر گستردهتر و مستمر باشد، میتواند تأثیرگذار باشد.
برای مثال، ما در حوزه نانو دارویی جزو کشورهای برتر دنیا هستیم. ایران زمانی رتبه چهارم تولید مقالات علمی نانو را داشت، اما در سال ۲۰۲۵ به رتبه دوازدهم سقوط کرد؛ یعنی هشت پله افت در عرض سه سال. دلیل اصلی آن، نبود زیرساخت تجاریسازی و مهاجرت نخبگان است.
وقتی دانشمند نتواند فعالیت اقتصادی داشته باشد، یا کشور را ترک میکند یا از چرخه تولید علم خارج میشود. از طرفی، فرسودگی تجهیزات و نبود سختافزارهای جدید هم مزید بر علت شده است.