شهید سید حسن نصرالله دستان شهید همت و سلیمانی را به هم پیوند داد؛
شهید سید حسن نصرالله دستان شهید همت و سلیمانی را به هم پیوند داد؛
به نظر شما مهمترین چالش آموزش و پرورش کشور چیست و چه پیشنهادی برای توسعه آن دارید؟
به نظر من آموزش و پرورش، همانند سایر حوزههای کشور، با یک چالش اساسی روبهروست و آن هم نامشخص بودن تکلیف سیاستگذاری کلان است. ما در قانون اساسی شعار آموزش رایگان را داریم؛ شعاری ارزشمند، اما باید دید آیا در عمل امکان تحقق آن وجود دارد یا نه.
در حال حاضر ما دچار نوعی آموزش خصولتی شدهایم؛ نه کاملاً دولتی و نه کاملاً خصوصی. مدارس غیردولتی تکلیفشان مشخص است: شهریه میگیرند و خدمات ارائه میدهند. اما مدارس دولتی، با وجود دریافت بودجههای کلان، عملاً به اشکال مختلف از اولیا پول میگیرند، در حالی که ساختمان، حقوق معلمان، انرژی و بسیاری از هزینهها از بودجه عمومی تأمین میشود.
به نظر شما جایگاه «پرورش» در نظام آموزشی فعلی چگونه است؟
متأسفانه سهم پرورش در عمل بسیار ناچیز است. اگر بخواهیم منصفانه نگاه کنیم، آموزش و پرورش باید ۵۰ درصد آموزش و ۵۰ درصد پرورش باشد، اما در واقعیت شاید ۹۰ درصد آموزش صرفاً در حد کتاب درسی و فقط ۱۰ درصد پرورش است.
برای مثال، مصوبهای داشتیم که مدارس زیر ۱۵۰ دانشآموز حق داشتن معاون پرورشی ندارند. این در حالی است که حدود ۵۰ درصد مدارس کشور زیر این تعداد دانشآموز دارند؛ یعنی نیمی از دانشآموزان کشور عملاً از آموزشهای تربیتی و اخلاقی محروم شدهاند.
آیا سایر نهادها میتوانند به آموزش و پرورش کمک کنند؟
اگر نهادهای مختلف کشور بخشی از ظرفیت و بودجه خود را به آموزش و پرورش اختصاص دهند، بسیاری از مشکلات در کوتاهمدت حل میشود.
برای مثال، اگر وزارت ورزش و جوانان ۵۰ درصد بودجه خود را به استعدادیابی ورزشی در مدارس اختصاص دهد، آینده ورزش کشور متحول میشود. همین موضوع در حوزه فرهنگ و هنر هم صادق است. استعدادها در مدارس فراواناند، فقط باید کشف و هدایت شوند.
به نظر من همه دستگاهها باید در برنامهریزی سالانه خود پیوست آموزش و پرورش داشته باشند.
برخی معتقدند فنلاند پیشرفتهترین نظام آموزشی دنیا را دارد. نظر شما چیست؟
من نظام آموزشی فنلاند و ژاپن را مطالعه کردهام. نکته مهم این است که این کشورها بسیار قانونمند و سختگیر هستند. مشکل ما این است که از یک الگوی موفق، فقط بخشی از آن را بهصورت ناقص اجرا میکنیم.
برای مثال، نظام توصیفی در دوره ابتدایی. قرار بود استرس دانشآموز کم شود، اما در عمل انگیزه، رقابت و تلاش از بین رفت. امروز دانشآموزی داریم که تا کلاس چهارم حتی سواد پایه خواندن ندارد، اما کارنامهاش پر از «خوب» و «خیلی خوب» است.
دانشآموز موش آزمایشگاهی نیست. یک کودک فقط یکبار کلاس اول را تجربه میکند. اگر آن فرصت از دست برود، با هیچ بودجهای قابل جبران نیست. من شخصاً به نظام توصیفی اعتقاد ندارم، چون حتی در همان کشورها هم نظام نمرهای همچنان وجود دارد.
نقش رسانهها را در توسعه آموزش و پرورش چگونه ارزیابی میکنید؟
نقش رسانه امروز بیبدیل و انکارناپذیر است، بهویژه در فضای مجازی که عملاً به یک دانشگاه بزرگ تبدیل شده است. در دنیا، رسانهها حتی از ارتشها تأثیرگذارترند.
مثال روشن آن، آمریکا و هالیوود است که سالها قبل از حمله نظامی، افکار عمومی را آماده میکنند. امروز بیش از صد شبکه فارسیزبان فعال است؛ اینها با هزینههای کلان برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی فعالیت میکنند.
در داخل کشور هم اگر به دنبال مبارزه با فساد، رشد و توسعه هستیم، بهترین ابزار رسانههای آزاد و مسئول هستند. جایی که شفافیت باشد، فساد شکل نمیگیرد.
متأسفانه برخی مدیران هنوز نگاهشان به رسانه، نگاه مزاحم است. در حالی که در رسانه بدون نقد، رشد اتفاق نمیافتد. اصحاب رسانه با سختیهای فراوان چراغ اطلاعرسانی را روشن نگه داشتهاند و شایسته حمایت، اعتماد و آزادی عمل بیشتر هستند.